بابا: رمان بادبادک باز رو تموم کردم من او امیرخانی رو دست گرفتم...... مامان: درگیر کارای خونه هستم معلوم نیست کدوم دبستان افتاده باشم...... دخترشون: بس که کلاسای جورواجور ثبت نام کردم توش موندم.
بابا
رمان بادبادک باز رو تموم کردم من او امیرخانی رو دست گرفتم
مامان
درگیر کارای خونه هستم معلوم نیست کدوم دبستان افتاده باشم
دخترشون
بس که کلاسای جورواجور ثبت نام کردم توش موندم